استراتژی تقسیم سود

از نظر شرکت سود انباشته به عنوان یک منبع تامین مالی محسوب می شود که هزینه سرمایه ای معادل سهام عادی دارد. از سوی دیگر ، بسیاری از سهامداران خواهان دریافت سود سهام خود هستند. استراتژی شرکت ها در تقسیم سود (D/E) متفاوت است.برخی شرکت ها روند تقریبا ثابتی در تقسیم سود دارند و برخی دیگر ،بسته به شرایط اقتصادی شرکت این نسبت را تعیین می کنند. سود تقسیمی نیز می تواند به صورت های متعددی مثل نقدی و یا اعطای سهام به جای وجه نقد صورت گیرد. اتخاذ هر کدام از این سیاستها در تعیین نسبت تقسیم سود و یا شیوه اعطای سود ،بر روی هزینه های تامین مالی شرکت ،مالیات شرکت و ثروت سهامداران اثر گذار است. تصمیم گیری در مورد سود تقسیمی مکمل تامین مالی است. شرکت هایی که جریان های نقدی دائمی تولید می کننند، سیاست سود تقسیمی بالا یا پایین را اتخاذ می کنند.

در انتهای این بخش می توان چندین راهکار که در اینجا معرفی می شود، سه دسته است:

 

2-3-1.حداقل سازی هزینه های مالی پس از مالیات

الف-فروش مطالبات به سرمایه گذاران

یکی از اهداف مهم مدیران مالی فروش مطالبات به سرمایه گذاران است . البته ،این واگذاری باید به قیمتی صورت بگیرد که از هزینه پرداخت مطالبات توسط خود شرکت بیشتر باشد ، زیرا هزینه برای شرکتی که در حال افزایش است، بر مبنای نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران است که این هدف مورد نظر تبدیل به افزایش وجوه نقدی با نرخی پایین تر از نرخ بازار می گردد . به عبارتی دیگر ، شرکت به دنبال ایجاد تامین مالی با خالص ارزش فعلی مثبت می گردد.

ب.تامین مالی همچون یک مشکل بازاریابی

انواع اوراق بهادار یک شرکت سه دسته است:

1.بدهی های بلند مدت (اوراق قرضه).
2.سهام ممتاز.
3-سهام عادی.

امروزه انواع جدیدی از ابزارهای تامین مالی در بازارهای مالی برای جذب مشتریان مختلف باهم رقابت می کنند، چناچه شرکت بتواند اوراق بهاداری طراحی کند که جایگاه خاصی در بازار سرمایه پیدا کند، می تواند وجوه نقد را با هزینه ای کمتر از بازده مورد انتظار بازار از اوراق بهاداری با ریسک مشابه جذب شرکت کند.

ج.مالیات و نقش آن در تامین مالی

دیدگاه مالیاتی متفاوتی نسبت به هزینه های تامین مالی ، قبل و بعد از مالیات وجود دارد. سپر مالیاتی باعث می شود تا امکان کاهش دادن هزینه های تامین مالی قبل از مالیات با بهره گیری از اوراق بدهی بلند مدت به نوعی در میان شرکت ها به وجود آید . البته انتظار می رفت تا عرضه اوراق بدهی بلند مدت شرکت در نبود مجموعه ای از شرایط و محدودیت ها (ریسک نکول و...)، به دلیل ویژگی مالیاتی اش افزایش پیدا کند. بازده این اوراق نیز باید برای جذب سرمایه گذارانی با مالیات های بالا افزایش می یافت ، برای مثال، مشتری ها تا جایی برای خرید این اوراق اشتیاق خواهتد داشت که حد نهایی نرخ مالیات سرمایه گذار از حد نهایی نرخ مالیات شرکت کمتر باشد . این مزیت هنگامی حفظ خواهد شد که شرکت بتواند این اوراق را به صورت معاف از مالیات و یا زیر نرخ نهایی مالیات عرضه کند.